![]() |
![]() |
|
| نمی خوام بیای.. نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی .. نمی خوام ازت مثه یه شمع بسوزی تا حروم بشی .. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 22:25 توسط تنهاترین تنها |
|
|
آنقدر در خویشتن درد درون ریختـــــم تا که خود با درد هستی سوز خودآمیختم سلام و بعد از مدتها سلام دوستم بدار ...
آلاله فرق مرگ و زندگي چيست ؟ حلال كنيد ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 18:59 توسط تنهاترین تنها |
|
|
براي خداحافظي، آن هم اينقدر بي مقدمه، كلمات زيادي نمي توان پيدا كرد. يادمه روزي كه اومدم سراغ وبلاگ نويسي فكر نمیکردم که يه روزي بشه كه كلي دوستاي وب لاگ نويس خوب داشته باشم كه گرچه ارتباطمون يه ارتباط مجازي بود ....تو غمها و شاديهاي هم شريك بوديم، دوستایی که مواقعی که حسابی از رورگار دلخور بودم برام سنگ صبور بودن . من فكر ميكنم چون همديگرو هم نميشناختيم تو نوشته هامون هم صادق بوديم ....شاید نتونستم براتون دوست خوبی باشم ولی سعی خودم رو کردم.ضمن سپاس و تشكر فراوان از همراهي و همدلي تان و تشكر ازعشقها و محبتهايي كه از شما خوبان آموختم، اجازه ميخواهم كه با چشماني پر از اشك از شماعزيزان خداحافظي كنم ..ممنونم وبراتون آرزوي موفقيت مي كنم. هيچ وقت محبتهاتونو فراموش نمي كنم .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 12:10 توسط تنهاترین تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا یاریم ده که برای امروز زندگی کنم . دریابم که باید بپذیرم هر آنچه را که در کف اختیار نمی توانم و همه چیز را این همه جدی نگیرم . کار کنم تا رسیدن به هدفهایم و بدانم که به دست خواهند آمد و به جانب رویاهایم دست بر آرم با توان و با تصمیم و ایمان ....
|
| پیوندهای روزانه |
|
خلوت دل سکوت رابیاموزتاداناشوی آرشیو پیوندهای روزانه |