![]() |
![]() |
|
| نمی خوام بیای.. نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی .. نمی خوام ازت مثه یه شمع بسوزی تا حروم بشی .. |
|
زمانی بود که احساس می کردم شاد و پر تلاش گرم بالا رفتن از پله های نردبان ترقی هستم . ای کاش لحظه ای می ایستادم و از خود می پرسیدم که آیا نردبان بر دیوار درستی تکیه داره یا نه ؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 0:8 توسط تنهاترین تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا یاریم ده که برای امروز زندگی کنم . دریابم که باید بپذیرم هر آنچه را که در کف اختیار نمی توانم و همه چیز را این همه جدی نگیرم . کار کنم تا رسیدن به هدفهایم و بدانم که به دست خواهند آمد و به جانب رویاهایم دست بر آرم با توان و با تصمیم و ایمان ....
|
| پیوندهای روزانه |
|
خلوت دل سکوت رابیاموزتاداناشوی آرشیو پیوندهای روزانه |